کتاب ایمان

 کتاب ایمان

 باب (۱): این قول پیامبر  که اسلام بر پنج چیز بنا شده است

۸ ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «بُنِیَ الإِسْلامُ

عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَإِقَامِ الصَّلاةِ، وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ، وَالْحَجِّ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ». (بخارى:۸)

ترجمه: از  ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله  فرمود: «اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نخست، گواهی دادن براینکه خداوند، یکی است و جز او، معبود برحقی وجود ندارد و محمد  رسول خداست. دوم: اقامة نماز، سوم: دادن زکات، چهارم: ادای حج، پنجم: روزه گرفتن ماه مبارک رمضان».

 

 

باب (۲): شاخه های ایمان

۹ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «الإِیمَانُ بِضْعٌ وَسِتُّونَ شُعْبَةً وَالْحَیَاءُ

 شُعْبَةٌ مِنَ الإِیمَانِ». (بخارى:۹)

ترجمه: از ابو هریره  روایت است که نبی‏ اکرم  فرمودند: «ایمان شصت و اندی شعبه دارد و حیاء یکی از آن شعبه‏ها است».


 

 

باب (۳): مسلمان و مهاجر

۱۰ ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «الْمُسْلِمُ

مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَیَدِهِ، وَالْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللَّهُ

عَنْهُ». (بخارى:۱۰)

ترجمه: از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که نبی اکرم  فرمود: «مسلمان کسی است که سایر مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند. و مهاجر (واقعی)  کسی است که از آنچه خدا منع کرده است، هجرت نماید». (یعنی آنها را ترک کند).

 

باب (۴): بهترین اسلام

۱۱ ـ عَنْ أَبِی مُوسَى  قَالَ: قَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّ الإِسْلامِ أَفْضَلُ؟

 قَالَ: «مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَیَدِهِ». (بخارى:۱۱)

ترجمه: ابو موسی  می گوید: (صحابه) پرسیدند: ای رسول خدا! اسلام چه کسی (نزدخدا) بهتر است؟ فرمود: «اسلام کسی که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند».

 

باب (۵): طعام دادن از اسلام است

۱۲ ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِیَّ : أَیُّ

 الإِسْلامِ خَیْرٌ؟ قَالَ: «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلامَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ

تَعْرِفْ». (بخارى:۱۲)

ترجمه: از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که: شخصی از نبی اکرم   پرسید: اسلام چه کسی بهتر است؟ رسول خدا  فرمود: «اسلام کسی که به آشنا و بیگانه سلام گوید و طعام دهد».

 

باب (۶): جزو ایمان است که آنچه برای خود

می پسندی، برای برادرت نیز بپسند

۱۳ ـ عَنْ أَنَسٍ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «لا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّى یُحِبَّ لأَخِیهِ مَا

 

 یُحِبُّ لِنَفْسِهِ». (بخارى:۱۳)

ترجمه: از انس  روایت است که نبی ‏اکرم فرمود: «مؤمن کسی است که آنچه برای خود می پسندد، برای برادر (مسلمان) خود نیز بپسندد».

 

باب (۷): محبت و دوستی با پیامبر از ایمان است

۱۴ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ  أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  قَالَ: «فَوَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لا یُؤْمِنُ

 

 أَحَدُکُمْ حَتَّى أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ». (بخارى:۱۴)

ترجمه: از ابو هریره  روایت است که رسول الله  فرمود:«سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، کسی از شما نمی تواند مؤمن  باشد، تا زمانی که من (پیامبر ) نزد او از پدر و فرزندش محبوب تر نباشم».

۱۵ ـ عَنْ أَنَسٍ  قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ : «لا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّى أَکُونَ أَحَبَّ

 

 إِلَیْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ». (بخارى:۱۵)

ترجمه: از انس  روایت است که رسول اکرم   فرمود: «کسی از شما، نمی تواند مومن ( واقعی) باشد، تا اینکه من (پیامبر) نزد او از پدر، فرزند و همة  مردم، محبوب تر نباشم».

 

باب (۸): لذت ایمان

۱۶ ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَجَدَ

 حَلاوَةَ الإِیمَانِ: أَنْ یَکُونَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا، وَأَنْ یُحِبَّ

 

 الْمَرْءَ لا یُحِبُّهُ إِلا لِلَّهِ، وَأَنْ یَکْرَهَ أَنْ یَعُودَ فِی الْکُفْرِ کَمَا یَکْرَهُ أَنْ یُقْذَفَ

 

 فِی النَّارِ». (بخارى:۱۶).

ترجمه: از انس  روایت است که نبی اکرم  فرمود: «کسی که این سه خصلت را داشته باشد، شیرینی ایمان را می چشد. یکی اینکه: الله و رسولش را از همه بیشتر دوست داشته باشد. دوم اینکه: محبتش با هر کس، بخاطر خوشنودی الله باشد. سوم اینکه: برگشتن به سوی کفر، برایش مانند رفتن در آتش، ناگوار باشد».

 

باب (۹): دوست داشتن اَنصار، نشانة ایمان است

۱۷ ـ عَنْ أَنَسٍ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «آیَةُ الإِیمَانِ حُبُّ الأَنْصَارِ، وَآیَةُ النِّفَاقِ

 بُغْضُ الأَنْصَارِ». (بخارى:۱۷)

ترجمه: از انس  روایت است که نبی اکرم  فرمود: «نشانة ایمان ، دوستی با انصار و نشانة نفاق، دشمنی با انصار است».

۱۸ ـ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ  أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  قَالَ وَحَوْلَهُ عِصَابَةٌ مِنْ

 أَصْحَابِهِ: «بَایِعُونِی عَلَى أَنْ لا تُشْرِکُوا بِاللَّهِ شَیْئًا، وَلا تَسْرِقُوا، وَلا تَزْنُوا،

 وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ، وَلا تَأْتُوا بِبُهْتَانٍ تَفْتَرُونَهُ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ وَأَرْجُلِکُمْ، وَلا

تَعْصُوا فِی مَعْرُوفٍ، فَمَنْ وَفَّى مِنْکُمْ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ، وَمَنْ أَصَابَ مِنْ

ذَلِکَ شَیْئًا فَعُوقِبَ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ، وَمَنْ أَصَابَ مِنْ ذَلِکَ شَیْئًا ثُمَّ

سَتَرَهُ اللَّهُ فَهُوَ إِلَى اللَّهِ إِنْ شَاءَ عَفَا عَنْهُ وَإِنْ شَاءَ عَاقَبَهُ». فَبَایَعْنَاهُ عَلَى

ذَلِک. (بخارى:۱۸)

ترجمه: از عباده بن صامت  روایت است که رسول الله  در جمعی از یارانش فرمود: «با من بیعت کنید بر اینکه غیر از الله کسی دیگر را عبادت نکنید. و در عبادت، کسی را با او شریک نگردانید. دزدی نکنید، زنا نکنید، فرزندان تان را نکشید، به کسی تهمت و بهتان نزنید، و در کارهای خیر از الله و رسول او نافرمانی نکنید. هرکس از شما به این وعده ها وفا کند، خداوند پاداش اعمالش را  خواهد داد. و هر کس، مرتکب عملی از اعمال فوق بشود و در دنیا مجازات گردد، این مجازات، باعث کفارة گناهانش خواهد شد. و اگر مرتکب اعمال بد، در دنیا مجازات نشود و خداوند گناهانش را پنهان کند، پس او موکول به الله است، یعنی اگر خدا بخواهد او را می بخشد و اگر نخواهد مجازات می کند». عباده  می گوید: همة ما بر امور فوق با رسول الله   بیعت کردیم.

        باب (۱۰): فرار از فتنه، جزو دین است

۱۹ ـ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ  أَنَّهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «یُوشِکُ أَنْ

یَکُونَ خَیْرَ مَالِ الْمُسْلِمِ غَنَمٌ یَتْبَعُ بِهَا شَعَفَ الْجِبَالِ وَمَوَاقِعَ الْقَطْرِ یَفِرُّ بِدِینِهِ

 مِنَ الْفِتَنِ». (بخارى:۱۹)

ترجمه: از ابوسعید خدری  روایت است که رسول الله  فرمود: «در آیندة نزدیک، زمانی فرا می رسد که بهترین مال و دارایی مسلمان، گوسفندانش هستند که وی به دنبال آنها به مناطق نزول باران و قلة کوهها می رود تا دینش را از خطر فتنه ها، محفوظ نگه دارد».

 

باب (۱۱): عبادت در حد توان

۲۰ ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ  إِذَا أَمَرَهُمْ،

 أَمَرَهُمْ مِنَ الأَعْمَالِ بِمَا یُطِیقُونَ، قَالُوا: إِنَّا لَسْنَا کَهَیْئَتِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ،

 إِنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لَکَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ، فَیَغْضَبُ حَتَّى یُعْرَفَ

الْغَضَبُ فِی وَجْهِهِ، ثُمَّ یَقُولُ: «إِنَّ أَتْقَاکُمْ وَأَعْلَمَکُمْ بِاللَّهِ أَنَا». (بخارى:۲۰)

ترجمه: عایشه رضی الله عنها روایت می کند که: هرگاه، رسول الله
 مردم را دستور می داد، آنها را به انجام کاری دستور می داد که توان آن را داشته باشند. صحابه
 عرض کردند: ای پیامبر خدا! مطمئناً خداوند گناهان اول و آخر شما را  بخشیده ‏است، پس هرگز ما نمی‏توانیم با شما  برابر باشیم. عایشه رضی الله عنها میگوید: رسول الله  از شنیدن این سخن، بسیار ناراحت می شد و آثار خشم بر چهرة مبارکش آشکار می گشت. سپس می فرمود: «من از همة شما خدا را بهتر می شناسم و از او بیشتر می ترسم». (یعنی در دینداری از من سبقت نگیرید. زیرا دین، اطاعت از دستورات  من (رسول الله) است).

 

باب (۱۲): برتری میان اهل ایمان در اعمال است

۲۱ ـ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «یَدْخُلُ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ،

 وَأَهْلُ النَّارِ النَّارَ، ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: أَخْرِجُوا مِنَ النَّارِ مَنْ کَانَ فِی قَلْبِهِ

 مِثْقَالُ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ إِیمَانٍ، فَیُخْرَجُونَ مِنْهَا قَدِ اسْوَدُّوا فَیُلْقَوْنَ فِی نَهَرِ

الْحَیَا أَوِ الْحَیَاةِ» شَکَّ مَالِکٌ «فَیَنْبُتُونَ کَمَا تَنْبُتُ الْحِبَّةُ فِی جَانِبِ السَّیْلِ

، أَلَمْ تَرَ أَنَّهَا تَخْرُجُ صَفْرَاءَ مُلْتَوِیَةً». (بخارى:۲۲)

ترجمه: از ابوسعید خدری  روایت است که نبی اکرم  فرمود: «بعد از اینکه اهل بهشت، به بهشت و اهل دوزخ به دوزخ برده می شوند، خداوند می فرماید: کسانی را که به اندازة یک دانة ارزن، ایمان دارند، از دوزخ بیرون بیاورید. آنان از دوزخ بیرون آورده خواهند شد در حالی که سوخته و سیاه گشته‏اند، و بعد در جوی حیات و زندگی انداخته می شوند. آنگاه، سرسبز و شاداب خواهند شد. درست همانگونه که دانه ای در خاک رسوبی سیلاب انداخته شود. یعنی سرعت رشد و نمو آن انسانهای سوخته، مانند سرعت جوانه‏ای است که در خاک‏های رسوبی سیل، سبز شده باشد. آیا ندیده اید که آن دانه و جوانه، نخست، زرد و بعد، سبز و شاداب می شود».

۲۲ ـ وَعَنهُ  قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «بَیْنَا أَنَا نَائِمٌ رَأَیْتُ النَّاسَ یُعْرَضُونَ

 عَلَیَّ وَعَلَیْهِمْ قُمُصٌ، مِنْهَا مَا یَبْلُغُ الثُّدِیَّ، وَمِنْهَا مَا دُونَ ذَلِکَ، وَعُرِضَ عَلَیَّ

 عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَعَلَیْهِ قَمِیصٌ یَجُرُّهُ». قَالُوا: فَمَا أَوَّلْتَ ذَلِکَ یَا  

   رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «الدِّینَ». (بخارى:۲۳)

ترجمه: از ابوسعید خدری  روایت است که رسول الله  فرمود: «در عالم خواب، مردم در حالی که پیراهن به تن داشتند به من نشان داده شدند. پیراهن بعضی‏ها تا سینة آنان بود و پیراهن بر خی دیگر، کوتاه تر از آن، و پیراهن عمر بن خطاب چنان بلند بود که روی زمین کشیده می شد». صحابه پرسیدند: یا رسول الله! تعبیر این خواب چیست؟ فرمود: «دینداری». (یعنی بلندی و کوتاهی پیراهن، نشانة کمال و نقص دین آنان است).

باب (۱۳): حیاء بخشی از ایمان است

۲۳ ـ عَنِ ابنِ عُمَرَ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  مَرَّ عَلَى رَجُلٍ مِنَ

 الأَنْصَارِ، وَهُوَ یَعِظُ أَخَاهُ فِی الْحَیَاءِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «دَعْهُ فَإِنَّ الْحَیَاءَ

 مِنَ الإِیمَانِ». (بخارى:۲۴)

ترجمه: ابن عمر رضی الله عنهما می‏گوید: روزی، رسول الله  از کنار یک مرد انصاری می گذشت که برادرش را در مورد شرم و حیاء نصیحت می کرد (و می گفت که شرم و حیاات را کمتر کن).آنحضرت  فرمود: «دربارة کم کردن شرم و حیا او را پند مده، زیرا حیاء بخشی از ایمان است».

(منظور از واژة حیاء که در حدیث مذکور، بخشی از ایمان قرار داده شده است، همان عامل کم رویی دربارة انجام و ارتکاب گناه می‏باشد). مترجم

 

باب (۱۴): اگر توبه کردند، نماز خواندند، وزکات دادند،

کاری با آنها نداشته

 

۲۴ ـ وعَنْهُ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  قَالَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ

 

 النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَیُقِیمُوا

 

الصَّلاةَ، وَیُوُتُوا الزَّکَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلا

 

 بِحَقِّ الإِسْلامِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ». (بخارى:۲۵)

ترجمه: همچنین از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله  فرمود: «از جانب خدا به من امر شده است تا زمانی که مردم به یگانگی الله و به حقانیت رسالت محمد  شهادت ندهند و نماز را اقامه نکنند و زکات ندهند، با آنان جهاد کنم. ولی هنگامی که این کارها را انجام دادند، مال و جان شان در برابر هرگونه تعرضی محفوظ خواهد ماند مگر در حقی که اسلام تعیین کرده است. و سرانجام کار آنان (در جهان آخرت) با خداست».

 

باب (۱۵): کسی که می گوید: ایمان یعنی عمل کردن

۲۵ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  سُئِلَ: أَیُّ الْعَمَلِ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ:

«إِیمَانٌ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ». قِیلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قَالَ: «الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ». قِیلَ

: ثُمَّ مَاذَا؟ قَالَ: «حَجٌّ مَبْرُورٌ». (بخارى:۲۶)

ترجمه: از ابو هریره  روایت است که می گوید: از رسول الله  سؤال شد: کدام عمل، بهتر است؟ فرمود: ایمان به خدا و رسولش. پرسیدند: سپس چه کاری؟ فرمود: «جهاد در راه الله». سؤال شد: بعد از آن، چه کاری؟ فرمود: «حج مقبول». 

 

 

باب (۱۶): هرگاه که اسلام، واقعی نباشد

۲۶ ـ عن سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  أَعْطَى رَهْطًا وَسَعْدٌ

جَالِسٌ، فَتَرَکَ رَسُولُ اللَّهِ  رَجُلاً هُوَ أَعْجَبُهُمْ إِلَیَّ، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا

لَکَ عَنْ فُلانٍ؟ فَوَاللَّهِ إِنِّی لأَرَاهُ مُؤمِنًا، فَقَالَ: «أَوْ مُسْلِمًا؟» فَسَکَتُّ قَلِیلاً ثُمَّ

غَلَبَنِی مَا أَعْلَمُ مِنْهُ، فَعُدْتُ لِمَقَالَتِی فَقُلْتُ: مَا لَکَ عَنْ فُلانٍ؟ فَوَاللَّهِ إِنِّی

 لأَرَاهُ مُؤمِنًا، فَقَالَ: «أَوْ مُسْلِمًا؟» ثُمَّ غَلَبَنِی مَا أَعْلَمُ مِنْهُ فَعُدْتُ لِمَقَالَتِی

وَعَادَ

 رَسُولُ اللَّهِ  ثُمَّ قَالَ: «یَا سَعْدُ إِنِّی لأُعْطِی الرَّجُلَ، وَغَیْرُهُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْهُ،

خَشْیَةَ أَنْ یَکُبَّهُ اللَّهُ فِی النَّارِ». (بخارى:۲۷)

ترجمه: سعد بن ابی وقاص  می گوید: رسول الله  اموالی را میان گروهی از مسلمانان توزیع کرد در حالی که من آنجا نشسته بودم. آنحضرت  به یکی از حاضرین، که به نظر من، بهترین شخص، در میان آنان بود، چیزی نداد. عرض کردم: ای رسول خدا ! چرا فلانی را محروم کردی؟ به خدا سوگند، به نظر من، او فردی مؤمن است. رسول الله  فرمود: «مؤمن است یا مسلمان»؟ اندکی سکوت نمودم. سپس بخاطر شناختی که از او داشتم، کنترلم را از دست دادم و دوباره همان سؤال را تکرار نمودم وگفتم: یا رسول الله! چرا فلانی را محروم کردی؟ من او را مؤمن می دانم. رسول الله  فرمود: «مؤمن یا مسلمان»؟ باز هم اندکی سکوت نمودم. سپس، بخاطر شناختی که از او داشتم، کنترلم را از دست دادم و دوباره همان سؤال را تکرار نمودم و رسول خدا  همان سخنش را تکرار نمود. آنگاه، فرمود: «ای سعد! من به کسانی مال عطا می نمایم که می ترسم از اسلام برگردند و بخاطر انصراف از اسلام، خداوند آنان را با صورت، دوزخ اندازد، و حال آنکه می دانم کسانی بهتر و محبوب‏تر از آنان، وجود دارند».

(حدیث مذکور دو مطلب بسیار مهم به ما می آموزد: یکی اینکه هیچ عمل رسول الله  خالی از حکمت و مصلحت نبود هر چند که ما نتوانیم به راز آن پی ببریم. دوم اینکه ایمان، یک چیز قلبی و پنهانی است. دربارة اینکه فلانی، مسلمان است می توان قضاوت نمود. اما دربارة اینکه مؤمن است، صد در صد قضاوت نمودن، بسیارمشکل است([۱][۱]).

 

باب (۱۷): ناسپاسی از شوهران، و اینکه ناسپاسی، درجاتی دارد

۲۷ ـ  عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ : «أُرِیتُ النَّارَ فَإِذَا

 أَکْثَرُ أَهْلِهَا النِّسَاءُ یَکْفُرْنَ». قِیلَ: أَیَکْفُرْنَ بِاللَّهِ؟ قَالَ: «یَکْفُرْنَ الْعَشِیرَ،

وَیَکْفُرْنَ الإِحْسَانَ، لَوْ أَحْسَنْتَ إِلَى إِحْدَاهُنَّ الدَّهْرَ ثُمَّ رَأَتْ مِنْکَ شَیْئًا،

 قَالَتْ: مَا رَأَیْتُ مِنْکَ خَیْرًا قَطُّ». (بخارى:۲۹)

ترجمه: از عبد الله ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که نبی ‏اکرم  فرمود: «دوزخ به من نشان داده شد، دیدم که بیشتر اهل دوزخ، زنان هستند. زیرا ناسپاسی می کنند». سؤال شد: آیا از خدا ناسپاسی می کنند؟ رسول الله  فرمود: «خیر. از شوهرانشان ناسپاسی میکنند». (یعنی خدمت و محبت شوهران خود را نادیده می گیرند). اگر تمام عمر به همسرت خدمت کنی، ولی یک بار از شما، چیزی (خلاف میلش) مشاهده کند، می گوید: من هرگز از تو خیری ندیده ام».

 

باب (۱۸):گناهان، از امور جاهلیت اند و بجز شرک، هیچ گناهی، کفر نیست

۲۸ ـ عَنْ أَبِیْ ذَرٍّ  قَالَ: إِنِّی سَابَبْتُ رَجُلاً فَعَیَّرْتُهُ بِأُمِّهِ، فَقَالَ لِیَ النَّبِیُّ :

 «یَا أَبَا ذَرٍّ، أَعَیَّرْتَهُ بِأُمِّهِ؟ إِنَّکَ امْرُؤٌ فِیکَ جَاهِلِیَّةٌ، إِخْوَانُکُمْ خَوَلُکُمْ،

جَعَلَهُمُ اللَّهُ تَحْتَ أَیْدِیکُمْ، فَمَنْ کَانَ أَخُوهُ تَحْتَ یَدِهِ، فَلْیُطْعِمْهُ مِمَّا

یَأْکُلُ، وَلْیُلْبِسْهُ مِمَّا یَلْبَسُ، وَلا تُکَلِّفُوهُمْ مَا یَغْلِبُهُمْ، فَإِنْ کَلَّفْتُمُوهُمْ

فَأَعِینُوهُمْ».(بخارى:۳۰)

ترجمه: ابوذر غفاری  می گوید: روزی با غلامم درگیر شدم و او را (بخاطر اینکه مادرش کنیزی بود)، تحقیر نمودم. رسول الله  فرمود: «ای ابوذر! این غلام را بخاطر مادرش تحقیر نمودی؟! معلوم است که هنوز عادات جاهلیت در شما وجود دارد. غلامان و زیردستان شما، برادران شما هستند. خداوند آنان را در اختیار شما قرار داده است. هر کسی که غلام یا خدمتگذاری دارد، باید از همان غذا و لباسی که خودش استفاده می‏کند به او نیز بدهد و علاوه بر این، به آنان دستور ندهید کاری را که از توانشان خارج است، انجام دهند. و اگر چنین دستوری صادر کردید، با آنان همکاری کنید».

 

باب (۱۹): اگر دو گروه از مسلمانان با هم نزاع کردند، میان آنها میانجیگری کنید

۲۹ ـ عن أَبِیْ بَکْرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ  یَقُولُ: «إِذَا الْتَقَى

الْمُسْلِمَانِ بِسَیْفَیْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِی النَّارِ» فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ،

هَذَا الْقَاتِلُ، فَمَا بَالُ الْمَقْتُولِ؟ قَالَ: «إِنَّهُ کَانَ حَرِیصًا عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ». (بخارى:۳۱)

ترجمه: ابو بکره  می گوید: شنیدم که رسول الله  فرمود: «هرگاه، دو فرد مسلمان (بقصد کشتن یکدیگر) با شمشیر، در برابر هم قرار گیرند، قاتل و مقتول هر دو به دوزخ خواهند رفت». گفتم: یا رسول الله! دلیل دوزخی بودن قاتل، معلوم است. اما مقتول چرا به دوزخ خواهد رفت؟ فرمود: «بدلیل اینکه او نیز آروزی کشتن برادر مسلمانش را در سر می پرورانْد».

 

باب (۲۰): مراتب ظلم وستم

۳۰ ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ  قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ: ]الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا

إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ[، قَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ : أَیُّنَا لَمْ یَظْلِمْ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ

وَجَلَّ: ]إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ[. (بخارى:۳۲)

ترجمه: عبد الله بن مسعود  می گوید: هنگامی که آیة: ]الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ[ یعنی کسانی که ایمان آوردند و ایمان شان را با ستم، آلوده نکردند، نازل شد، یاران رسول الله  (پریشان شده،) گفتند: چه کسی از ما ظلم نکرده است؟ آنگاه خداوند این آیه: ]إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ[ را نازل فرمود. یعنی(همانا شرک، ظلم بزرگی است).

 

باب (۲۱): نشانه‏های منافق

۳۱ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «آیَةُ الْمُنَافِقِ ثَلاثٌ: إِذَا حَدَّثَ

کَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ». (بخارى:۳۳)

ترجمه: از ابوهریره  روایت است که نبی اکرم  فرمود: «نشانة منافق، سه چیز است: اول اینکه در صحبت های خود، دروغ می گوید. دوم اینکه خلاف وعده، عمل می کند. سوم اینکه در امانت، خیانت می کند».

۳۲ ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِیَ الله عَنْهُمَا أَنَّ النَّبِیَّ  قَالَ: «أَرْبَعٌ مَنْ

کُنَّ فِیهِ کَانَ مُنَافِقًا خَالِصًا، وَمَنْ کَانَتْ فِیهِ خَصْلَةٌ مِنْهُنَّ کَانَتْ فِیهِ

خَصْلَةٌ مِنَ النِّفَاقِ حَتَّى یَدَعَهَا: إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ، وَإِذَا حَدَّثَ کَذَبَ، وَإِذَا عَاهَدَ غَدَرَ، وَإِذَا خَاصَمَ فَجَرَ». (بخارى:۳۴)

ترجمه: از عبد الله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است که نبی اکرم  فرمود: «هر کس که این چهار خصلت در او دیده شود، منافق خالص است. و هر کس، در او یکی از آنها دیده شود، یک خصلت از  نفاق دارد مگر زمانی که آن را ترک کند. آن چهار خصلت عبارتند از:  ۱ـ هرگاه، امانتی به او سپرده شود، خیانت می کند.  ۲ـ  هنگام صحبت کردن، دروغ می گوید.  ۳ـ اگر عهد وپیمانی ببندد، پیمانش را می شکند. ۴ ـ هنگام دعوا، دشنام میدهد و ناسزا میگوید».

 

 

باب (۲۲): شب بیداری در شب قدر از ایمان است

۳۳ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ  قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «مَنْ یَقُمْ لَیْلَةَ الْقَدْرِ إِیمَانًا

وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ». (بخارى:۳۵)

ترجمه: از ابو هریره  روایت است که رسول الله  فرمود: «هر کس، شب قدر را بقصد ثواب، زنده نگاه دارد، (یعنی آن شب را در عبادت و بندگی بسر برد)، همة گناهان گذشته اش، مورد عفو قرار خواهند گرفت».

 

باب (۲۳): جهاد از ایمان است

۳۴ ـ وَعَنْهُ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «انْتَدَبَ اللَّهُ لِمَنْ خَرَجَ فِی سَبِیلِهِ لا یُخْرِجُهُ

 إِلاَّ إِیمَانٌ بِی وَتَصْدِیقٌ بِرُسُلِی أَنْ أُرْجِعَهُ بِمَا نَالَ مِنْ أَجْرٍ أَوْ غَنِیمَةٍ، أَوْ

أُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ. وَلَوْلا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِی مَا قَعَدْتُ خَلْفَ سَرِیَّةٍ، وَلَوَدِدْتُ

 أَنِّی أُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، ثُمَّ أُحْیَا، ثُمَّ أُقْتَلُ، ثُمَّ أُحْیَا، ثُمَّ أُقْتَلُ». (بخارى:۳۶)

ترجمه: همچنین از ابوهریره  روایت است که نبی اکرم  فرمود: «هر کس که برای خشنودی خدا، بقصد جهاد از خانه خارج شود و تنها انگیزه اش ایمان به خدا و تصدیق پیامبرانش باشد، خداوند وعده فرموده است که او را (در صورت زنده ماندن) با پاداش غنیمت، به خانه برگرداند. و (در صورت شهید شدن)، او را وارد بهشت گرداند». علاوه بر این، رسول اکرم  فرمود:« اگر برای امتم مشکل نمی شد، هیچگاه از رفتن به جهاد باز نمی ایستادم زیرا من دوست دارم که بارها در راه خدا شهید شده و دوباره زنده شوم».

 

باب (۲۴): عبادت در ماه مبارک رمضان

۳۵ ـ وَعَنْهُ  أَیْضاً أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  قَالَ: «مَنْ قَامَ رَمَضَانَ إِیمَانًا وَاحْتِسَابًا

 غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ». (بخارى:۳۷)

ترجمه: همچنین از ابوهریره  روایت است که رسول الله  فرمود: «هر کس، ماه مبارک رمضان را بقصد حصول ثواب، در عبادت بگذراند، تمام گناهان گذشته اش، مورد عفو قرار خواهند گرفت».

 

باب (۲۵): روزة رمضان بقصد حصول اجر و پاداش

۳۶ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ  قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «مَنْ صَامَ رَمَضَانَ إِیمَانًا

 وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ». (بخارى: ۳۸)

ترجمه: ابو هریره  روایت می کند که رسول الله  فرمود: «کسی که ماه رمضان را از روی ایمان و برای حصول اجر و پاداش، روزه بگیرد، گناهان گذشته اش، آمرزیده می شوند».

 

باب (۲۶): دین، آسان است

۳۷ ـ وعَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «إِنَّ الدِّینَ یُسْرٌ، وَلَنْ یُشَادَّ الدِّینَ

 أَحَدٌ إِلا غَلَبَهُ، فَسَدِّدُوا، وَقَارِبُوا، وَأَبْشِرُوا، وَاسْتَعِینُوا بِالْغَدْوَةِ وَالرَّوْحَةِ

وَشَیْءٍ مِنَ الدُّلْجَةِ» (بخارى:۳۹)

ترجمه: از ابوهریره  روایت است که نبی اکرم  فرمود: «دین، آسان است. و اگر کسی آنرا برخود سخت بگیرد، سرانجام، خسته و مستأصل خواهد شد. بنابراین، راه راست و میانه را  در پیش گیرید، خوشحال باشید و از عبادت صبح و شام و پاسی از شب، کمک بگیرید».

 

باب(۲۷): نماز از ایمان است

۳۸ ـ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ  أَنَّ النَّبِیَّ  کَانَ أَوَّلَ مَا قَدِمَ الْمَدِینَةَ نَزَلَ عَلَى

 أَجْدَادِهِ- أَوْ قَالَ: أَخْوَالِهِ- مِنَ الأَنْصَارِ، وَأَنَّهُ صَلَّى قِبَلَ بَیْتِ الْمَقْدِسِ سِتَّةَ

 عَشَرَ شَهْرًا، أَوْ سَبْعَةَ عَشَرَ شَهْرًا، وَکَانَ یُعْجِبُهُ أَنْ تَکُونَ قِبْلَتُهُ قِبَلَ الْبَیْتِ،

 وَأَنَّهُ صَلَّى أَوَّلَ صَلاةٍ صَلاهَا صَلاةَ الْعَصْرِ، وَصَلَّى مَعَهُ قَوْمٌ، فَخَرَجَ رَجُلٌ مِمَّنْ

صَلَّى مَعَهُ فَمَرَّ عَلَى أَهْلِ مَسْجِدٍ وَهُمْ رَاکِعُونَ، فَقَالَ: أَشْهَدُ بِاللَّهِ لَقَدْ

صَلَّیْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ  قِبَلَ مَکَّةَ، فَدَارُوْا کَمَا هُمْ قِبَلَ الْبَیْتِ، وَکَانَتِ الْیَهُودُ قَدْ أَعْجَبَهُمْ إِذْ کَانَ یُصَلِّی قِبَلَ بَیْتِ الْمَقْدِسِ، وَأَهْلُ الْکِتَابِ، فَلَمَّا وَلَّى

 وَجْهَهُ قِبَلَ الْبَیْتِ أَنْکَرُوا ذَلِکَ. (بخارى:۴۰)

ترجمه: براء بن عازب  می گوید: اولین باری که نبی اکرم  (در سفر هجرت) به مدینه تشریف آورد، نزد خویشاوندان انصاری خود (بنی نجار) اجلالِ نزول فرمود. و پس  از ورود به مدینه، حدود شانزده الی هفده ماه، بسوی بیت ‏المقدس نماز می خواند. و در عین حال، دوست داشت که بطرف کعبه نماز بخواند. (دیری نگذشت که این آرزو، برآورده شد و قبله از بیت المقدس به کعبه تغییر یافت). نخستین نمازی که آنحضرت  (بسوی کعبه) برگزار نمود، نماز عصر بود که جمعی از صحابه نیز با ایشان نماز خواندند. سپس، یکی از کسانی که با رسول خدا  نماز خوانده بود، از مسجد بیرون رفت. و از کنار مسجدی گذشت که نماز گزاران آن مسجد، (بطرف بیت‏المقدس) نماز می خواندند. بلافاصله گفت: خدا را گواه می گیرم که (چند لحظه قبل) من با رسول الله  بسوی کعبه نماز خواندم. با شنیدن این سخن، مردم در حین نماز، رو به سوی کعبه نمودند. زمانی که رسول اکرم  به طرف بیت المقدس نماز می خواند، تمام اهل کتاب، خشنود بودند. اما هنگامی که قبله از بیت المقدس به بیت الله تغییر یافت، این امر را نپسندیدند.

 

باب (۲۸): اسلام واقعی

۳۹ ـ عَنْ أَبِیْ سَعِیدٍ الْخُدْرِیَّ  أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ  یَقُولُ: «إِذَا أَسْلَمَ

 الْعَبْدُ فَحَسُنَ إِسْلامُهُ یُکَفِّرُ اللَّهُ عَنْهُ کُلَّ سَیِّئَةٍ کَانَ زَلَفَهَا، وَکَانَ بَعْدَ

ذَلِکَ الْقِصَاصُ: الْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِ مِائَةِ ضِعْفٍ، وَالسَّیِّئَةُ

بِمِثْلِهَا، إِلا أَنْ یَتَجَاوَزَ اللَّهُ عَنْهَا». (بخارى:۴۱)

ترجمه: ابوسعید خدری  میگوید: از رسول الله  شنیدم که فرمود: «هرگاه،    بنده ای مشرّف به اسلام شود و مسلمان خوبی گردد، خداوند گناهان گذشته اش را می بخشد و بعد، نوبت به پاداش می رسد. یعنی در ازای هر نیکی، ده الی هفت صد برابر، پاداش دریافت می کند. ولی برای کیفر عمل بد، تنها به اندازة همان یک عمل، مؤاخذه می شود. مگر اینکه خداوند از آن درگذرد». (آنرا ببخشد و مرتکب آن را مورد عفو قرار دهد).

 

باب (۲۹): بهترین عبادات نزد خداوند، با دوام ترین آنهاست

۴۰ ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ الله عَنْهَا أَنَّ النَّبِیَّ  دَخَلَ عَلَیْهَا وَعِنْدَهَا امْرَأَةٌ،

قَالَ: «مَنْ هَذِهِ؟» قَالَتْ: فُلانَةُ تَذْکُرُ مِنْ صَلاتِهَا، قَالَ: «مَهْ عَلَیْکُمْ بِمَا

تُطِیقُونَ فَوَاللَّهِ لا یَمَلُّ اللَّهُ حَتَّى تَمَلُّوا، وَکَانَ أَحَبَّ الدِّینِ إِلَیْهِ مَادَامَ عَلَیْهِ

 صَاحِبُهُ».          (بخارى:۴۳)

ترجمه: ام المومنین ؛عایشه رضی الله عنها؛ می گوید: روزی، نبی اکرم  به خانة من آمد در حالی که زنی نزد من نشسته بود. رسول اکرم فرمود: « این زن کیست»؟ گفتم: فلانی است، و کثرت عبادات ایشان را برای رسول الله  بازگو کردم. آنحضرت  فرمود: «دست نگهدار. همان قدر از اعمال را که توانایی دارید، انجام دهید. زیرا خداوند از دادن پاداش اعمال خسته نمی شود، مگر اینکه شما از انجام طاعت و بندگی خسته شوید. و بهترین عمل نزد خدا، آن است که صاحبش بر انجام آن، مداومت کند».

 

باب (۳۰): کم و زیاد شدن ایمان

۴۱ ـ عَنْ أَنَسٍ ، عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «یَخْرُجُ مِنَ النَّارِ مَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلا

 اللَّهُ وَفِی قَلْبِهِ وَزْنُ شَعِیرَةٍ مِنْ خَیْرٍ، وَیَخْرُجُ مِنَ النَّارِ مَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلا

 اللَّهُ وَفِی قَلْبِهِ وَزْنُ بُرَّةٍ مِنْ خَیْرٍ، وَیَخْرُجُ مِنَ النَّارِ مَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ

وَفِی قَلْبِهِ وَزْنُ ذَرَّةٍ مِنْ خَیْرٍ». (بخارى:۴۴)

ترجمه: از انس  روایت است که نبی اکرم  فرمود: «هرکس که لا اله الا الله بگوید و به اندازة یک دانة جو ایمان در دل او باشد، از دوزخ بیرون آورده می شود. و هر کس که لا اله الا الله را بر زبان آورد و به اندازة یک دانة گندم ایمان در دل او باشد، از دوزخ بیرون آورده می شود. و هر کس که لا اله الا الله بگوید و به اندازة یک دانة ذرت ایمان در دل او باشد، از دوزخ بیرون آورده می شود».

۴۲ ـ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ : أَنَّ رَجُلاً مِنَ الْیَهُودِ قَالَ لَهُ: یَا أَمِیرَ

 الْمُوُمِنِینَ، آیَةٌ فِی کِتَابِکُمْ تَقْرَءُونَهَا لَوْ عَلَیْنَا مَعْشَرَ الْیَهُودِ نَزَلَتْ لاتَّخَذْنَا

 ذَلِکَ الْیَوْمَ عِیدًا. قَالَ: أَیُّ آیَةٍ؟ قَالَ: ]الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ

عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِینًا[ قَالَ عُمَرُ: قَدْ عَرَفْنَا ذَلِکَ الْیَوْمَ

وَالْمَکَانَ الَّذِی نَزَلَتْ فِیهِ عَلَى النَّبِیِّ  وَهُوَ قَائِمٌ بِعَرَفَةَ یَوْمَ جُمُعَةٍ. (بخارى:۴۵)

ترجمه:  از عمر بن خطاب  روایت است که یک نفر یهودی، خطاب به ایشان، گفت: ای امیر المومنین! در کتاب شما (قرآن)، آیه ای هست که اگر بر ما یهودیان  نازل میشد، ما آن روز را عید قرار داده، جشن می گرفتیم. امیر المؤمنین فرمود: آن آیه کدام است؟  گفت:]الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِینًا[ یعنی امروز، دین شما را برای شما کامل نمودم و نعمتم را بر شما تکمیل کردم و اسلام را به عنوان دین، برای شما پسندیدم. عمر بن خطاب  فرمود: ما آن روز را می شناسیم و آن مکان را به یاد داریم که این آیه بر نبی اکرم   نازل شد. آن روز، جمعه بود و آنحضرت  در عرفات، ایستاده بود.

 

باب (۳۱): زکات از اسلام است

۴۳ ـ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ  یَقُولُ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ  مِنْ أَهْلِ

 نَجْدٍ ثَائِرَ الرَّأْسِ یُسْمَعُ دَوِیُّ صَوْتِهِ وَلا یُفْقَهُ مَا یَقُولُ حَتَّى دَنَا فَإِذَا هُوَ

یَسْأَلُ عَنِ الإِسْلامِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «خَمْسُ صَلَوَاتٍ فِی الْیَوْمِ وَاللَّیْلَةِ».

 فَقَالَ: هَلْ عَلَیَّ غَیْرُهَا؟ قَالَ: «لا إِلا أَنْ تَطَوَّعَ». قَالَ رَسُولُ اللَّهِ :

«وَصِیَامُ رَمَضَانَ». قَالَ: هَلْ عَلَیَّ غَیْرُهُ؟ قَالَ: «لا إِلا أَنْ تَطَوَّعَ». قَالَ:

وَذَکَرَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ : «الزَّکَاةَ». قَالَ: هَلْ عَلَیَّ غَیْرُهَا؟ قَالَ: «لا إِلا أَنْ

تَطَوَّعَ». قَالَ: فَأَدْبَرَ الرَّجُلُ وَهُوَ یَقُولُ: وَاللَّهِ لا أَزِیدُ عَلَى هَذَا وَلا أَنْقُصُ.

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «أَفْلَحَ إِنْ صَدَقَ». (بخارى:۴۶)

ترجمه: از طلحه بن عبیدالله  روایت است که: شخصی از اهالی نجد با موهایی آشفته بسوی رسول الله  آمد. زمزمة صدای او شنیده می شد ولی قابل فهم نبود تا اینکه نزدیک آمد. آنگاه متوجه شدیم که در بارة اسلام می پرسد. رسول الله  فرمود: «در شبانه روز، پنج وعده نماز را الله تعالی فرض نموده است». آن شخص، پرسید: آیا غیر از این پنج نماز، نماز دیگری بر من فرض است؟ رسول اکرم  فرمود: «خیر، البته می توانی علاو ه برین پنج نماز، نماز نفل بخوانی». و بعد رسول الله  فرمود: «روزة رمضان نیز فرض است». آن شخص پرسید: آیا علاوه بر روزة رمضان، روزة دیگری بر من فرض است؟ رسول الله  فرمود: «خیر، مگر اینکه روزة نفل بگیری». راوی می گوید: بعد از آن، رسول الله  فرض بودن زکات را برای او بر شمرد. وآن شخص پرسید: آیا غیر از زکات، صدقة دیگری نیز فرض است؟ رسول الله  در جواب فرمود: «خیر، مگر اینکه صدقة نفلی بدهی». راوی می گوید: آن شخص با شنیدن این فرایض و واجبات، در حالی که بر می گشت، چنین می گفت: به خدا سوگند، نه بر اینها (واجبات) چیزی می افزایم ونه از آنها، چیزی کم می کنم. رسول الله  فرمود: «اگر راست می گوید، رستگار می شود».

 

باب (۳۲): تشییع جنازه از ایمان است

۴۴ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ  أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  قَالَ: «مَنِ اتَّبَعَ جَنَازَةَ مُسْلِمٍ إِیمَانًا

وَاحْتِسَابًا وَکَانَ مَعَهُ حَتَّى یُصَلَّى عَلَیْهَا وَیَفْرُغَ مِنْ دَفْنِهَا، فَإِنَّه یَرْجِعُ مِنَ

 الأَجْرِ بِقِیرَاطَیْنِ، کُلُّ قِیرَاطٍ مِثْلُ أُحُدٍ، وَمَنْ صَلَّى عَلَیْهَا ثُمَّ رَجَعَ قَبْلَ أَنْ

 تُدْفَنَ فَإِنَّهُ یَرْجِعُ بِقِیرَاطٍ». (بخارى:۴۷)

ترجمه: از ابو هریره  روایت است که رسول الله  فرمود: «هر کس، بحکم ایمان و به نیت اجر، در تشییع جنازة برادر مسلمانش، شرکت کند تا اینکه بر او نماز خوانده شود و دفن گردد، با دو قیراط اجر، برمی گردد. و هر قیراط، باندازة کوه احد است. و هر کس بعد از نماز بر میت، بر گردد، (یعنی تا دفن میت، صبر نکند) با یک قیراط اجر، برمی گردد».

 

باب (۳۳): ترس مؤمن از اینکه عملش نابود شود بدون اینکه خودش بداند

۴۵ ـ عن عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسَعُوْدٍ  :أَنَّ النَّبِیَّ  قَالَ: «سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ

وَقِتَالُهُ کُفْرٌ». (بخارى:۴۸)

ترجمه: عبدالله بن مسعود روایت می کند که نبی اکرم  فرمود: «فحش وناسزا گفتن به مسلمان، فسق است و جنگیدن با او،  کفر می باشد».

۴۶ ـ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ ِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  خَرَجَ یُخْبِرُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ،

 فَتَلاحَى رَجُلانِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَقَالَ: «إِنِّی خَرَجْتُ لأُخْبِرَکُمْ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ،

وَإِنَّهُ تَلاحَى فُلانٌ وَفُلانٌ، فَرُفِعَتْ، وَعَسَى أَنْ یَکُونَ خَیْرًا لَکُمْ، الْتَمِسُوهَا فِی

السَّبْعِ وَالتِّسْعِ وَالْخَمْسِ». (بخارى:۴۹)

ترجمه: از عباده بن صامت  روایت است که: روزی، رسول الله  تشریف آورد که شب قدر را برای ما مشخص نماید. دراین اثنا، دو تن از مسلمانان سرگرم منازعه بایکدیگر بودند. آنحضرت فرمود: «بیرون آمدم تا شما را از شب قدر با خبر سازم. با دیدن دعوای این دو نفر، مطلب را  فراموش کردم. شاید این برای شما بهتر باشد. با وجود این، شب قدر را در هفتم، نهم و پنجم جستجوکنید». (البته اینجا منظور در دهة پایانی رمضان است) مترجم.

 

باب (۳۴): پرسش جبریل از پیامبر  دربارة ایمان، اسلام واحسان..

۴۷ ـ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ  قَالَ: کَانَ النَّبِیُّ  بَارِزًا یَوْمًا لِلنَّاسِ فَأَتَاهُ جِبْرِیلُ

 فَقَالَ: مَا الإِیمَانُ؟ قَالَ: «الإِیمَانُ أَنْ تُؤمِنَ بِاللَّهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَبِلِقَائِهِ

 وَرُسُلِهِ، وَتُؤمِنَ بِالْبَعْثِ». قَالَ: مَا الإِسْلامُ؟ قَالَ: «الإِسْلامُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ

وَلا تُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا، وَتُقِیمَ الصَّلاةَ، وَتُؤَدِّیَ الزَّکَاةَ الْمَفْرُوضَةَ، وَتَصُومَ

 رَمَضَانَ». قَالَ: مَا الإِحْسَانُ؟ قَالَ: «أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ

تَکُنْ تَرَاهُ، فَإِنَّهُ یَرَاکَ». قَالَ: مَتَى السَّاعَةُ؟ قَالَ: «مَا الْمَسْئُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ

مِنَ السَّائِلِ، وَسَأُخْبِرُکَ عَنْ أَشْرَاطِهَا: إِذَا وَلَدَتِ الأَمَةُ رَبَّهَا، وَإِذَا تَطَاوَلَ

رُعَاةُ الإِبِلِ الْبُهْمُ فِی الْبُنْیَانِ، فِی خَمْسٍ لا یَعْلَمُهُنَّ إِلا اللَّهُ». ثُمَّ تَلا النَّبِیُّ : ]إِنَّ

اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ[ الآیَةَ، ثُمَّ أَدْبَرَ فَقَالَ: «رُدُّوهُ». فَلَمْ یَرَوْا شَیْئًا. فَقَالَ:

«هَذَا جِبْرِیلُ جَاءَ یُعَلِّمُ النَّاسَ دِینَهُمْ». (بخارى:۵۰)

ترجمه: از ابوهریره  روایت است که: روزی، رسول اکرم  در جمع اصحاب و یاران نشسته بود. شخصی سرزده وارد مجلس شد و از رسول الله  پرسید: ایمان یعنی چه؟
رسول الله
 فرمود: «اعتقاد داشتن به وحدانیت الله، و بر وجود فرشتگان و به حقانیت معاد و به دیدار با الله در روز قیامت، و به حقانیت پیامبران». آن شخص، پرسید: اسلام یعنی چه؟ رسول اکرم  فرمود: «یعنی این که تنها خداوند عالم را پرستش کنی، شرک نورزی، نماز بخوانی، زکات اموالت را بپردازی و رمضان را روزه بگیری». آن شخص، پرسید: احسان یعنی چه؟ رسول الله  فرمود: «خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را  می بینی و اگر (ایمان و استحضار تو چنان قوی نیست) که تو او را ببینی، با این تصور عبادت کن، که او تو را می بیند». آن شخص، سؤال کرد: قیامت کی خواهد آمد؟ رسول الله  فرمود: «در این مورد من داناتر از شما نیستم  البته علامات قیامت را برای شما خواهم گفت که بدین قرارند: ۱ـ  اینکه کنیز بی بی (خاتون) خود را بدنیا بیاورد (زمانی که دختران، مادران خود را امر و نهی کنند). اینکه چوپان ها و ساربانان شتران سیاه، در ساختن منازل بسیار مجلل از یکدیگر سبقت بگیرند». و فرمود: «اینکه تاریخ وقوع قیامت چه وقت است، از آن پنج چیزی است که غیر از الله، کسی دیگر آنرا نمی داند». سپس رسول الله   این آیه را تلاوت فرمود: ]إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ[ (بدرستیکه خداوند عز وجل دانا به روز قیامت است). وقتی آن شخص، برخاست و رفت. رسول اکرم  فرمود: «او را صدا کنید تا برگردد». مردم به دنبالش رفتند اما نشانی از وی ندیدند. آنگاه، رسول اکرم فرمود: «او جبرئیل بود و بخاطر این آمده بود که به مردم، احکام دین را بیاموزد».

 

باب (۳۵):فضیلت پرهیز از شبهات

۴۸ ـ عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِیرٍ  یَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ  یَقُولُ: «الْحَلالُ

بَیِّنٌ وَالْحَرَامُ بَیِّنٌ وَبَیْنَهُمَا مُشَبَّهَاتٌ لا یَعْلَمُهَا کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى

الْمُشَبَّهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِینِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِی الشُّبُهَاتِ کَرَاعٍ یَرْعَى حَوْلَ

الْحِمَى یُوشِکُ أَنْ یُوَاقِعَهُ، أَلا وَإِنَّ لِکُلِّ مَلِکٍ حِمًى، أَلا إِنَّ حِمَى اللَّهِ فِی أَرْضِهِ

 مَحَارِمُهُ، أَلا وَإِنَّ فِی الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ کُلُّهُ، وَإِذَا

 فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ کُلُّهُ، أَلا وَهِیَ الْقَلْبُ».

ترجمه: نعمان بن بشیر می گوید: شنیدم که رسول الله  فرمود: «حرام و حلال، هر دو واضح و آشکارند (مشخص هستند). و در میان حلال و حرام، امور مشتبهی وجود دارد که بسیاری از مردم، آنها را  را نمی دانند. هرکس، از آنها پرهیز کند، دین و ایمانش را حفاظت نموده است. و کسی که خود را با آنها بیالاید (از شبهات پرهیز نکند)، مانند کسی است که در حریم  چراگاه سلطان، دام های خود را بچراند و هر آن، احتمال دارد، وارد چراگاه سلطان بشوند. آگاه باشید! که هر پادشاه، حریمی دارد و حریم خداوند در روی زمین، محرمات او هستند.

بدانید که در بدن، عضوی وجود دارد که صلاح و فساد سایر اعضا، به صلاح و فساد آن، بستگی دارد و آن، قلب است».

 

باب (۳۶): پرداختن خُمس غنیمت، از ایمان است

۴۹ ـ عن ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ الله عَنهُمَا قَالَ: إِنَّ وَفْدَ عَبْدِ الْقَیْسِ لَمَّا أَتَوُا

النَّبِیَّ  قَالَ: «مَنِ الْقَوْمُ أَوْ مَنِ الْوَفْدُ»؟ قَالُوا: رَبِیعَةُ. قَالَ: «مَرْحَبًا بِالْقَوْمِ

أَوْ بِالْوَفْدِ غَیْرَ خَزَایَا وَلا نَدَامَى» فَقَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّا لا نَسْتَطِیعُ أَنْ

نَأْتِیکَ إِلا فِی الشَّهْرِ الْحَرَامِ، وَبَیْنَنَا وَبَیْنَکَ هَذَا الْحَیُّ مِنْ کُفَّارِ مُضَرَ، فَمُرْنَا

بِأَمْرٍ فَصْلٍ نُخْبِرْ بِهِ مَنْ وَرَاءَنَا، وَنَدْخُلْ بِهِ الْجَنَّةَ، وَسَأَلُوهُ عَنِ الأَشْرِبَةِ. فَأَمَرَهُمْ

بِأَرْبَعٍ وَنَهَاهُمْ عَنْ أَرْبَعٍ. أَمَرَهُمْ بِالإِیمَانِ بِاللَّهِ وَحْدَهُ قَالَ: «أَتَدْرُونَ مَا

الإِیمَانُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ؟» قَالُوا: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: «شَهَادَةُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا

 اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَإِقَامُ الصَّلاةِ، وَإِیتَاءُ الزَّکَاةِ، وَصِیَامُ

رَمَضَانَ، وَأَنْ تُعْطُوا مِنَ الْمَغْنَمِ الْخُمُسَ»، وَنَهَاهُمْ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنِ الْحَنْتَمِ،

 وَالدُّبَّاءِ، وَالنَّقِیرِ، وَالْمُزَفَّتِ، وَرُبَّمَا قَالَ: «الْمُقَیَّرِ» وَقَالَ: «احْفَظُوهُنَّ وَأَخْبِرُوا بِهِنَّ مَنْ وَرَاءَکُمْ». (بخارى:۵۳)

ترجمه: عبد الله بن عباس رضی الله عنهما می گوید: هنگامی که وفد قبیلة عبدقیس نزد رسول الله  آمد، رسول اکرم  پرسید: «شما از چه قوم و طایفه ای هستید»؟ گفتند: از طائفة ربیعه. رسول الله  فرمود: «بسیار خوش آمدید، امیدوارم از آمدنتان ناراحت و پشیمان نشوید». عرض کردند: ای پیامبر خدا! چون کفار طایفة مُضَر در مسیر ما قرار دارند، ما جز در ماههای حرام، نمی توانیم خدمت شما برسیم. بنابراین، رهنمودهای لازم را در اختیار ما قرار دهید تا ما آنها را به دیگران ابلاغ نماییم و موجب رستگاری ما نیز بشوند. سپس در مورد نوشیدنیهای حلال و حرام  از رسول الله  سؤال کردند. در مورد سؤال اول، رسول الله  آنها را از چهار چیز منع کرد و به چهار چیز امر فرمود. آنان را به ایمان آوردن به خدای یگانه دعوت نمود و فرمود: «آیا می دانید که ایمان آوردن به خدای یگانه یعنی چه»؟ حاضران در جواب گفتند: الله و رسولش بهتر می دانند. رسول الله  فرمود: «ایمان به الله عبارت است از:گواهی دادن به یگانگی خداوند و به رسالت محمد و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات، و روزه گرفتن ماه مبارک رمضان و پرداخت خمس غنیمت». و در مورد سؤال دوم، آنها را از استفادة چهار چیز (ظرف) نهی کرد که عبارتند از: « خم، ظرف کدو، ظرف تنه درخت خرما و ظرف قیر اندود». (در آن زمان، این ظرفها مخصوص تهیه کردن شراب بودند). در پایان، آنحضرت  فرمود:«آنچه گفتم بخاطر بسپارید و به اطلاع دیگران برسانید».  

باب (۳۷):پاداش اعمال به نیت ها بستگی دارد

۵۰ ـ عَنْ عُمَرَ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  قَالَ: «إنَّما الأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ»، وَقَدْ

تَقَدَّمَ فِیْ أَوَّلِ الْکِتَابِ وَزَادَ هُنَا بَعْدَ قَوْلِهِ: «إنَّمَا لِکُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ

 کَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ» وسَرَدَ بَاقِیَ

الْحَدِیْثِ. (بخارى:۵۴)

ترجمه: از عمر روایت است که رسول الله  فرمود: « پاداش اعمال، به نیت ها بستگی دارد». این حدیث، در آغاز کتاب، ذکر گردید. البته در این حدیث، بعد از جملة «با هر کس، مطابق نیتش رفتار می شود»، این عبارت افزوده شده است که: «پس هر کس، درپی خوشنودی الله و رسولش باشد، خوشنودی الله و رسول، نصیب او خواهد شد».

۵۱ ـ عَنْ أَبِی مَسْعُودٍ  عَنِ النَّبِیِّ  قَالَ: «إِذَا أَنْفَقَ الرَّجُلُ عَلَى أَهْلِهِ

 یَحْتَسِبُهَا فَهُوَ لَهُ صَدَقَةٌ». (بخارى:۵۵)

ترجمه: از ابو مسعود   روایت است که نبی اکرم  فرمود: «اگر شخصی به نیت ثواب بر اهل و عیال خود انفاق کند، نفقة او صدقه محسوب می شود».

 

باب (۳۸):  پیامبر  فرمود: دین، خیر خواهی است

۵۲ ـ عَنْ جَرِیرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ  قَالَ: بَایَعْتُ رَسُولَ اللَّهِ  عَلَى إِقَامِ الصَّلاةِ،

وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ، وَالنُّصْحِ لِکُلِّ مُسْلِمٍ . (بخارى:۵۷)

ترجمه: جریر بن عبدالله  می گوید: با رسول الله  بر اقامة نماز، پرداخت زکات و خیر خواهی برای هر مسلمان، بیعت کردم.

۵۳ ـ عَنْ جَرِیرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ  قَالَ: أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَتَیْتُ النَّبِیَّ  قُلْتُ:

أُبَایِعُکَ عَلَى الإِسْلامِ، فَشَرَطَ عَلَیَّ: «وَالنُّصْحِ لِکُلِّ مُسْلِمٍ» فَبَایَعْتُهُ عَلَى هَذَا. (بخارى:۵۸)

ترجمه: جریر بن عبد الله  می‏گوید: خدمت نبی اکرم  شرفیاب شده، عرض کردم: ای پیامبر گرامی! می خواهم با دست مبارک شما، بر اسلام، بیعت کنم. رسول الله  در کار بیعت بر اسلام، خیر خواهی و نصیحت مسلمانان را نیز شرط قرار داد. و من هم طبق آن شرایط، بیعت نمودم

 

 

دیدگاه خود را بیان کنید