خواستن توانستن است

» دکتر ناصر العمر/ مترجم: عادل حیدری
اولین نشانه موفقیت در برآورده کردن خواسته ها : رهایی از توهم و خیال ( نمی توانم – محال است) می باشد و یا به عبارتی دیگر رهایی از ناتوانی ذهنی و کوتاهی اندیشه درونی و سستی نیروی عقلانی است.چنگ زدن به اسباب شرعی ومادی سبب خواهد آنچه را که نیل بدان دشوار و بعید تلقی می شود حقیقت و واقعیتی نمایان وملحوظ شود.

دکتر ناصر العمر/ مترجم: عادل حیدری

خواستن توانستن است

ابن قیم رحمه الله می فرماید: اگر انسان در مقابل کوهی بایستد و تصمیم بگیرد آنرا از جای بکند ، می تواند.

پس از سالها بحث وتحقیق و تأمل واندیشه بدین نتیجه دست یافتم :
هیچ چیزی در دنیا محال نیست مگر دو چیز:

اول: آنچه در آفرینش بر مبنای محال قرار دارد.
{فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ} [البقرة: الآیة ۲۵۸].
(ابراهیم‌ گفت: خداوند خورشید را از مشرق‌ برمی‌آورد، پس‌ تو آن‌ را از مغرب‌ برآور پس‌ آن‌ کافر مغلوب‌ شد )

دوم: آنچه از لحاظ شرعی حکم بر محال بودنش آمده است و با دلیل قطعی ثابت شده باشد مثلا ممکن نیست شخص نماز مغرب را دو رکعت بجای بیاورد و ماههای حج را به تأخیر بیندازد.

{الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَات} [ البقرة: من الآیة ۱۹۷]
(حج‌ در ماههای‌ معینی‌ است‌ )

و همچنین شخص نمی تواند با همسر پدرش ازدواج نماید:
{ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاءَ سَبِیلاً} [النساء: من الآیة ۲۲]
(همانا این‌ کار ناشایست‌ و منفور می‌باشد و بدراهی‌ است‌ )

و به جز این دو مورد و فروعاتی که در زیر آن درج می شود هیچ چیزی در دنیا محال نیست . اما احتمال محال نسبی وجود دارد که آن هم وارد دایره عدم استطاعت فرد می باشد و چه بسا افراد دیگر قادر به انجام آن باشند .و چه بسا هدفی در یک زمان محقق نشود اما در زمان دیگر همان هدف به واقع بپیوندد ، و نیز چه بسا درست کردن پروژه ای در یک مکان امکان نداشته باشد اما بتوان همان پروژه را در مکانی دیگر بنا نمود.

مسئله ای که بسیار خطرناک است تعبیر کردن ناتوانی و عجز و محال فردی و جزئی و نسبی به محال کلی و شامل است . عدم توانایی در واقع تعبیر انسان از قدرت درونی خودش می باشد اما محال بودن وصفی است برای تحقق خواسته مورد نظر. در این میان متأسفانه بسیاری از مردم این دو مسئله را باهم در می آمیزند و دومی را بر اولی اطلاق می نمایند.

و یکی از اشتباهاتی که مرتکب می شویم این است که ناتوانی فردی خود را محال بودن عام می نامیم که خود سببی برای نا امیدی وسستی دیگران و فرسایش نیرو وتوان آنها خواهد بود .

اولین نشانه موفقیت در برآورده کردن خواسته ها : رهایی از توهم و خیال ( نمی توانم – محال است) می باشد و یا به عبارتی دیگر رهایی از ناتوانی ذهنی و کوتاهی اندیشه درونی و سستی نیروی عقلانی است.

چنگ زدن به اسباب شرعی ومادی سبب خواهد آنچه را که نیل بدان دشوار و بعید تلقی می شود حقیقت و واقعیتی نمایان وملحوظ شود.

بسیاری از کسانی که همواره عبارت ( نمی توانم ) را تکرار می کنند معمولا قادر به شناخت حقیقت و واقعیت نیستند که خود بیانگر نوعی فروپاشی و شکست درونی است برای رهایی و شانه خالی کردن از مسئولیت های جامعه.

از گامهای مهم در راستای برآورده ساختن خواسته ها : ایمان به پروردگار و باورداشتن نعمتهایی است که خداوند به تو عنایت نموده که خود جای بسی سپاس دارد و سپاس وشکر واقعی آن : بهره جستن از آنها در راستای تحقق اهدافی است که خداوند آنها را بدان سبب آفریده است.

انسان چه بهانه ای می تواند داشته باشد، خداوند تمام نیروهایی که او را به ازدواج و پیوند زناشویی برساند در اختیارش گذاشته اما وی بدون هیچ توجیه شرعی از آن سر باز می زند، این خود از کفر نعمت است نه از شکر آن.

زیرا که این امر پایمال کردن یکی از ضرورتهای پنجگانه ای است که ادیان آسمانی بر محافظت از آن اتفاق نموده اند و آن هم حفاظت از نسل می باشد. وکسی که چنین کاری را مرتکب شود سزاوار است که این نعمت بزرگ ( نسل ) از وی سلب شود.

{وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ} [إبراهیم۷]

( و آن‌گاه‌ که‌ پروردگارتان‌ اعلام‌ کرد که‌ اگر شکر کنید بر نعمت‌ شما می‌افزایم‌ و اگر ناسپاسی‌ کنید قطعا عذاب‌ من‌ سخت‌ است‌ )
که این مورد در نظیرهای مشابه از نعمتهای پروردگار نیز مصداقیت دارد .

بنده در صدد بیان عوامل موفقیت و داشتن مدیریت و رهبریت کارساز نیستم بلکه تلاش می نمایم این توهم وخیالی که بر عقول بسیاری از مردان وخصوصا جوانان امت چیره شده را برطرف نمایم ، توهم وخیالی که ما را به درجه ای رسانده است که دشمنان را شادمان و دوستان را بیمناک و نگران نموده است .

بلاشک امت در حال سپری کردن مرحله ای تاریخی وطلایی از بازگشت بسوی خدا و جستجوی موفقیت و خوشبختی وپیشرفت است ، و اگر از این توانایی های مهم در حال روی آوردن و گرایش امت بدان بهره نجوییم شکی نیست که در حال ضعف و سستی امت اوضاع شدیدتر وخطرناک تر خواهد بود.

از اشتباهاتی که میان بسیاری از انسانها و تحقق اهداف وآرمانهای متعالی فاصله افکنده است تصور این است که جز انسانهای زیرک واستثنایی کسی قادر به تحقق بخشیدن بدین آرمانها نیست.

پژوهشهای تاریخی ثابت نموده است بسیاری از بزرگ مردان تاریخ انسانهایی عادی بوده اند وچه بسا در میان آنان کسانی یافت می شدند که در بسیاری از مجالات مثلا در مسیر علمی با شکست مواجه شده بودند.

شکی نیست که انسانهای نادان و احمق قادر به ساختن تاریخ نیستند و لکن ذکاوت و تیزهوشی امری نسبی است که انسانها در داشتن آن از درجه یکسانی برخوردار نیستند، ومردم بیشتر بر ذکاوت وهوش ظاهری قضاوت می کنند درحالیکه نیروهایی شگفت انگیزی در درون انسان مخفی شده است که انسانها قادر به مشاهده آن نیستند ، و حتی چه بسا خود انسانی که دارای چنین قدرتی است آن را درنیابد مگر ناگهانی ، مثلا اینکه بهنگام اصرار در راستای تحقق هدف استعدادهای ذاتی و نیروهای درونی ناگهان شکفته می شوند که خود پیروزی ها و موفقیت های فراوانی را به همراه خواهد داشت.

همه انسانها بین خواب وبیداری و یا به عبارتی دیگر واقع گرایی وخیال پردازی زندگی می کنند ولی میان بزرگان و دیگران تفاوتهای فراوانی وجود دارد ، بزرگان داری قدرت تصمیم گیری و تبدیل کردن آرزوها به واقعیتی ملموس وعینی و همچنین تبدیل کردن آنچه در خیال درونی است به چیزی که مردم آن را می بینند و در سایه سار آن بهره می جویند می باشند.

بزرگترین چالشها در راستای ساختن زندگی سرشار از موفقیت:

بزرگترین چالش در راستای ساختن زندگی سرشار از موفقیت ؛ ترس از شکست است که خود آفتی است که باید از آن رهایی یافت زیرا شکست امری طبیعی در زندگی امتها و نیز فرمانروایان می باشد و آیا تاکنون دولتی را مشاهده نموده ای که در تمام جنگها پیروز شود بدون هیچ شکستی؟

و آیا فرمانده ای را دیده ای که در هیچ نبردی شکست را تجربه نکرده باشد؟

بزرگترین فرمانده سپاه در تاریخ امت ما خالد بن ولید شمشیر از نیام برکشیده خداوند است که در برخی از پیکارهایش در زمان جاهلیت و اسلام شکست را تجربه نمود اما این شکست مانع از گام بر داشتن وی در راستای تحقق بزرگترین پیروزیها نشد.
و بزرگترین مخترع در تاریخ معاصر ادیسون ( مخترع برق) می باشد که پس از هزار مرتبه تجربه کردن شکست ؛ موفق به دست یافتن به اختراعی بزرگ شد.

یکی از نویسندگان غربی چنین می گوید: انسان به موفقیتی شگفت انگیز دست نمی یابد مگر اینکه در زندگی خویش با اشتباهات فراوانی مواجه شود.

کسانی که از شکست نسبی بیمناک اند در واقع دامنگیر شکست کلی شده اند:
{ أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا} [التوبة: من الآیة ۴۹]
(آگاه‌ باش‌ که‌ هم‌اکنون‌ در فتنه‌ افتاده‌اند )

و یا به قول شاعر:

ومن یتهیب صعود الجبـال*** یعش أبد الدهر بین الحفر
کسی که از بالا رفتن کوه بهراسد تا آخر عمر خویش میان چاله ها زندگی خواهد کرد.

شکی نیست که مجتمع تأثیر بسزائی در شکل گیری شخصیت انسان دارد و چه بسا انسان بجای اینکه باورهای صحیح خویش را به جامعه القاء کند خود باورهای غلط جامعه را بپذیرد :

{ إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ} [الزخرف: من الآیة ۲۳]
( ما پدرانمان‌ را بر شیوه‌ای‌ یافته‌ایم‌ و ما از پی‌ آنان‌ دنباله‌رویم‌ )

به همین دلیل جامعه، بزرگترین مؤثر در پیشرفت و ترقی و یا عقب ماندگی و واپس گرایی امتها محسوب می شود ، و با نظر افکندن به تاریخ مردانی را می یابیم که با وجود رهبری و فرماندهی از مجتمع فاسد مصون نماندند و نتوانستند جامعه فاسد را مبدل به جامعه ای کنند که به بزرگی و پیشرفت و ترقی آراسته باشد ؛ و به همین دلیل به مجدد ، مجدد می گویند زیرا آنچه را که از دین و تاریخ دچار فرسودگی شده حیاتی دگر می بخشد و آنرا تجدید می کند.

شکی نیست که نبوت با محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم به پایان رسیده است و اکنون جز مصلحان و مجددان باقی نمانده اند که امت را از تاریکی ها رهانیده و بسوی نور رهنمون سازند ، پس بکوش تا یکی از آنها باشی.

در پایان مقاله ام را با راهنمایی هایی کلیدی که در مسیر زندگی مشکل گشا خواهد بود خاتمه خواهم داد:

۱- مدت زمان مدیدی از عمر خویش را سپری نموده ای ، گمانم به ۲۰ سال برسد ، بدان که این سالها از نفس های گذشته و ثانیه های پیش رو و هزاران کلیومتری که طی کرده ای به وجود آمده اند و سپس اندک اندک بر روی هم متراکم شده ومبدل به چیزی قابل ملاحظه شده اند.

پس هدفهای بزرگ اینچنین بدست می آید اندک اندک وگام به گام ، دهها جلد کتابی که دانشمندان می نویسند چیزی نیست جز جمع شدن تعدادی حروف در کنار یکدیگر که مبدل به اثری نفیس وجاودانه در طول تاریخ می شوند.

۲- داشتن آرمانهایی عالی، شگفت آفرینی را در پی خواهد داشت کسیکه تلاش می کند تا شاگرد اول شود اگر رتبه دوم را کسب نماید اندوهگین می شود، اما کسیکه هدفش رسیدن به رتبه دوم باشد اگر در نصف مواد درسی تجدید شود هم شادمان خواهد شد.

وبه قول شاعر:
وإذا کانت النفوس کبـــاراً تعبت فی مرادها الأجســام
ومن یهـن یسهـل الهوان علیـــه ما لجـــرح بمیت إیـلام

آنگاه که نفس انسان آرمانگرا باشد در مسیر رسیدن به آرمانهای خویش جسمش خسته می شود.
کسیکه زبونی وخواری را برگزیند برایش خواری وذلت آسان خواهد شد زیرا مرده از هیچ زخمی احساس درد نمی کند

نوآوری با خشونت و اعصابی آشفته حاصل نمی شود بلکه با تأنی و آرامش و نیروی ایمان واعتماد به نفس و تکیه به امکانات خدادادی و همراه با صبر و جدیت و اراده ای پولادین بدست خواهد آمد . به همین دلیل موفق ترین دانشجو کسی است که بهنگام امتحانات بیشترین آرامش وکمترین اضطراب و آشفتگی را داشته باشد . و رسول الله صلی الله علیه وسلم شجاع ترین ودلیرترین و بی باک ترین و نیرومند ترین انسانها بودند که صحابه بهنگام دچار شدن به مشکلات وسختی ها جهت تسلی یافتن به خدمت وی می آمدند وهیچگاه ترس را جایی در قلب مبارک آنحضرت صلی الله علیه وسلم نبود.

۳- تفکر واندیشه منطقی انسان را به موفقیت می رساند و انسان با برنامه ریزی دقیق و عملی دچار درماندگی و گمراهی نخواهد شد.

۴- علت بسیاری از ناموفقیتها اندیشه خطا و پیش فرضهای اشتباه بوده است که منجر به بدست آمدن نتیجه ای اشتباه و نامطلوب شده است.

۵- واقع گرایی هیچگونه تناقضی با دستیابی به موفقیت ها و دستاوردهای بزرگ ومدیریتی موفق ندارد ، بلکه خود رکنی اساسی از ارکان موفقیت می باشد و شالوده ای است که اساس موفقیت بر آن بنا نهاده می شود و باذن پروردگار نگهدارنده ای است از شکست وناموفقیت.

۶- منشأ و اساس بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی ومشکلات شخصی وخانوادگی توهم وخیال مشکل حل شدن و یا غیر قابل حل بودن آن است ، و چه بسا چاره مشکل نزدیک باشد اما نیاز به تصمیم جدی و تفکر دارد. ابتدا بایست مشکل را مشخص نمود سپس آنرا به أجزاء متعددی تقسیم نموده وپس از آن بلافاصله برای برطرف نمودن هر بخشی با اسباب مخصوص خودش تعامل نمود.

۷- {إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ } [الفاتحة:۵]
( تنها تو را می‌پرستیم‌ و تنها از تو یاری‌ می‌خواهیم‌ )
در برگیرنده تمام امور و مدار ومحور عملکرد انسان و قاعده ای محکم می باشد که زندگی بدون آن بی فائده است.

۸- بسیار وقت شما را گرفتیم ؛ پس بشتابید بسوی عمل و بزرگ منشی و جاودانگی.

 

دیدگاه خود را بیان کنید